تبليغاتX
بانیژ

ادبیات بیان واقعیتهاست به شیوه ای غیر واقعی

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از کردستان رپورت، بختیار علی هفته گذشته (20 آوریل) در سالن "وردپند" آمستردام پایتخت هلند در یک سخنرانی با عنوان "تجربه ادبی" با طرح این سوال که "چرا انسان همیشه دست به آفرینش ادبی زده است؟" به جستجوی پاسخی برای آن پرداخت و گفت: انسان و ادبیات همزمان با هم متولد شده اند و در واقع این دو همزاد یکدیگرند تا آنجا که امروز دیگر ادبیات به ابزاری لازم برای ادامه حیات بشر تبدیل شده است.

وی افزود: ادبیات مشتمل است بر دو عنصر پارادوکسیکال و نابهنگام؛ یکی پیوندی است که با جهان دارد و دیگری پیوندی است که با خود دارد. ادبیات در واقع معامله ای است با جهانی متناقض و دیریاب. بخشی از تمناهای انسان برای آفرینش ادبی، پیش از هر چیز دیگر به این نکته برمی گردد که ادبیات نوعی معامله دشوار با جهان برای گفتن ناگفتنی ها، ناشنیدنی ها و نادیدنی هاست که در عین حال معامله ای است با مفاهیم و مقولاتی ساده و در دسترس.

 

علی اضافه کرد: ادبیات بیان واقعیتهاست به شیوه ای غیر واقعی و برای اینکه چنین ادبیاتی خلق شود - که البته من امیدوار به آن نیستم چرا که مفاهیم مورد استفاده در ادبیات از جمله عشق، میهن دوستی، تجربه غربت و ... همیشه به راحتی قابل تشخیص نیستند - به همین خاطر باید گفت آنچه به ادبیات ویژگی خاصی می بخشد، سبک و شیوه این معامله است که البته باید خلاقانه و نوظهور باشد در غیر این صورت آن را دیگر نمی توان ادبیات نامید.

وی گفت: هر تجربه ادبی یک تجربه منحصر به فرد است به همین خاطر سخن گفتن درباره ادبیات سخن گفتن درباره همین تجارب است. ادبیات به وجود نمی آید مگر اینکه اتفاقی عمیق و تاثیرگذار در درون نویسنده رخ دهد و در عین حال این "حادثه ادبی شده" هیچ تفاوتی با حوادث مشابهی که برای عموم مردم رخ می دهد، نداشته باشد. همین اتفاق است که موجب تمییر منِ نویسنده از منِ انسان می شود. پس ادبیات مشتمل است بر خوانش پیوند میان نویسنده و یک فرد عادی.

بختیار علی در ادامه گفت: یکی از بازیهای ادبیات این است که هر چیزی را با تمام سادگی اش به یک رمز تبدیل می کند. بر خلاف تئوری فرویدی ادبیات در این معنا تنها به نمایش گذاشتن ممنوعیتها، محرومیتها و سرکوبها نیست چرا که "خود" همه چیز است و ادبیات هم آینه "خود" است گرچه ادبیات نشانه ای از "خود" نیست چرا که "خود" در این معنا دیگر وجود ندارد.

این نویسنده ادامه داد: اما واقعاً مشکل کجاست؟ "خود" در درون نویسنده است یا نویسنده در درون "خود"؟ نویسنده بازی بزرگ را در "خود" انجام می دهد و با تمام پیش آمدها یکی می شود. ادبیات نهایتی ندارد همانطور که هیچ هدفی هم ندارد. در هنر هم این گونه است؛ لبخند ژوکوند را به یاد بیاورید. بر اساس آنچه تاکنون از طبیعت آموخته ایم، ادبیات یک تلاش است؛ تلاشی برای احیای خود و نویسنده، شنیدن صدای خویشتن که نویسنده با استفاده از منطق رمزگشایی و کشف و رفتن به عمق آن چیزهایی که "خود" رغبتی به پرداختن به آنها ندارد، به شیوه ای غیر معمول از آنها بهره می برد. 

این نویسنده گفت: نویسنده پیش از نوشتن و پس از نوشتن دیگر یک جهان نیست و این فرآیند نوشتار است که نویسنده را به جهانی دیگر تبدیل می کند و این روند با هر پروسه نوشتاری دیگر مدام تکرار می شود. در بررسی پیوند میان خود و نویسنده نباید جهان را فراموش کرد که بر اساس تجارب واقعی درون آن است که تو به عنوان نویسنده به دنبال فهم "خود" هستی و از "دیگری" نیز می خواهی تا درکش کنی. سفر همیشه لازم است؛ سفر به گوشه های پنهان جهان، سفر به اعماق درون خود اما با هدف رسیدن به جهانی دیگر جدا از "خود" و نویسنده؛ جهانی دیگر و متفاوت درست مانند آن جهانی که از نویسنده پیش از ثبت نوشتار متفاوت است.

+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 2:31 قبل از ظهر توسط عباس محمودی |