ترجمه شعری دیگر از بختیار علی
ترجمه شعری دیگر از بختیار علی
تقيسم كردن
كه جهان را به تقسيم نشستيم
فرداي پولاد ازآنِ تو
دلِ لطيفِ سپيده مان براي من
سبزه يِ سارونِ خيالي امشب از آنِ تو
حشيشِ نمناك ِشامگاهان براي من
عطرِ پاي كوبي ازِآن تو
خونِ درختان براي من
سراسيمه خرگوش ِ گندمزران از آنِ تو
گنجشكك زير تِل ها براي من
نه دوستِ من نه ،
ميهن از آنِ تو ، شرف از آنِ تو ، شراب از آنِ تو ... من نيز براي خودم .
سبزه از آنِ تو ، گندمزاران از آنِ تو ، انگور از آنِ تو ، چراغ از آنِ تو ، ... من نيز براي خودم .
تفنگ از آنِ تو ، جنگ از آنِ تو ، آفتاب از آن ِ تو ، اَبْر از آ نِ تو ، ... من نيز براي خودم
گُل از آنِ تو ، دشنه از آنِ تو ، كبوتر از آنِ تو ، خدا از آنِ تو ....من نيز براي خودم .
+ نوشته شده در جمعه 9 تیر1385ساعت
12:41 بعد از ظهر توسط عباس محمودی |

