غم اين خفته چند ،
غم اين خفته چند ،
خواب در چشم ترم مي شكند
(چهره به چهره روبرو
باشاعران نامي ايران )
.....
فصلنامه تخصصي شعر«گوهران »در تاريخ 16 ارديبهشت ماه 1385 از ساعت 16 الي 19 بعد ظهرمراسم شعر خواني را با حضور شاعران ،مترجمان ونويسندگان نامي ايران ؛ آقاي سپانلو ، م آذين ،غبراي و... برگزار كرد . بعد از مقدمات و سخنراني توسط خانم آبشناسان سردبيرگوهران شعر خواني آغاز شد.
نخست آقاي« محمد علي سپانلو» معروف به «شاعر تهران« ، پس ازبيان اعتراض خود نسبت به نام گذاري جديد خيابانها و كوچه هاي تهران و از بين بردن اسم هاي قديمي و بامسماو توضيح نسبتا كوتاهي درباره سرايش شعرهايش ، با صداي عالي خوانش شعرهايش را آغازكرد. سپس ترجمه چند شعرِشاعر فرانسوي با معرفي بيوگرافي شاعر از طرف مريم رئيس دانا قرائت شد. بعد از خانم رئيس دانا ، از عباس محمودي براي معرفي شاعر ، رمان نويس و متفكر كُرد، بختيار علي، و قرائت ترجمه هاي از ايشان، دعوت به عمل آمد . محمودي، بختيار رادر جمله كوتاه زير :
" شيركو ، شاعر بزگِ كُرد ، ما را با تاريخ و دردهايمان آشنا كرد و آنها را در زبانِ جهاني به تصوير كشيد ، به قول بختيار: شيركو، كسي بود كه بيست سال از آينه ها و پنجره هايِ ما پاسداري نمود ، به نظرِ من، اينك خودِ بختيارعلي ، غبار از آيينه هايِ ما مي زُدايد و پنچره هاي تازه را كه لازمه ي جهانِ ماست، به روي ما مي گشايد "به علت نبود وقت معرفي كرد و به قرائت ترجمه شعر ( تقسم كردن)پرداخت و سپس شعر خواني با ترجمه شعرهاي از اسپانيا توسط م. آذين و خوانش شعر برخي از شاعران در هجرت توسط شاعران مقيم ايران ادامه يافت .....
در پايان از دوستانم؛ داريوش معمار ، حسين شريفي و .... كه نسبت به برپاي( افسانه گوهران )زحمت كشيده اند دست مريزاد مي گويم

